حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
89
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
مسقط سديد السلطنه كبابى « 1 » از جمله منابع تاريخى دوره قاجاريهاند كه درباره حادثه سال 1270 ق . / 1854 م . و استقرار نيروهاى ايرانى در بندر عباسى مطالبى را ذكر كردهاند البته در ترتيب تاريخى آنها اختلافاتى به چشم مىخورد . از آنجا كه سديد السلطنه كبابى تاريخنگار بومى بندر عباسى است و در نوشتههاى خود از مدارك و اسناد خانوادگى استفاده كرده است ، احتمالا مطالب وى قابل اعتمادتر است از طرف ديگر ، روايت او متضمن دريافتهاى واقعىترى است كه مىتوان به آنها استناد و از آنها استفاده كرد . سديد السلطنه حادثه بندر عباسى را با عنوان « طرفيت حاج محمد رحيم خان » « 2 » ذكر مىكند و آغاز ماجرا را به تجار بمبئى نسبت مىدهد و در اينباره مىنويسد : « در سال 1288 حاج محمد رحيم كه از تجار ايران مقيم بمبئى بود ورشكست شده به وطن مألوف خود شيراز مراجعت كرد و در سال 1270 به طهران رفت و ماليات بندر عباسى را مضاعف نموده خلعت حكومت آنجا را پوشيد و به خطاب خانى مخاطب شده و به شيراز آمده و ايالت فارس طهماسب ميرزا مؤيد الدوله هم فوج عرب و رضا قلى خان را مأمور تخليه عباسى كرد . » « 3 » گفتنى است كه در اين دوره ضابطى و اجارهدارى بندر عباسى همچون گذشته بر عهده سلطان مسقط بوده است . در همين سال « شيخ سيف » ، نماينده سلطان در بندر عباسى به مسقط احضار و به قتل رسيد . از روايات مورخان ايرانى و اسناد موجود برمىآيد كه او گرفتار حسادت شديد « سيد ثوينى » پسر « سيد سعيد » ، سلطان مسقط شد و به توطئه او كشته شد . « 4 » اختلاف قدرت بين فرزندان سلطان مسقط ، تشديد درگيرىهاى داخلى در آن ناحيه و قتل نماينده مسقط در بندر عباسى شرايط جديدى را براى حاكميت ايران پديد آورد تا در نحوه اداره بندر عباسى و مضافات آن تجديدنظرى جدى كند . به نظر مىرسد در اين ايام ديپلماسى فعال ايران در بمبئى آغاز شده است و احتمالا كارپرداز ايران ، ميرزا صادق خان كاشانى با تشويق و ترغيب حاج محمد رحيم خان شيرازى را روانه تهران كرده است تا داوطلب اجارهدارى بندر عباسى با شرايط بهترى نسبت به امام مسقط شود . درباره كيفيت ارتباط حاج محمد رحيم خان شيرازى با دربار ناصرى چند روايت متفاوت هست « 5 » كه با توجه به دسترسى « لسان الملك سپهر » به اسناد مركز و اينكه خود او از ديوانسالاران آن عصر بوده است ، احتمال اينكه روايت دقيقترى از اين ماجرا آورده باشد ، بيشتر است ؛ او در اين باره مىنويسد : « چون اين خبر مكشوف افتاد - قتل نماينده امام مسقط در بندر عباسى - كارداران ايرانى حاج محمد رحيم خان كه دولت ايران را مصلحتگذار و ملك التجار بود و سالها در جزيره بمبئى مىزيست به حكومت بندر عباسى مأمور داشتند . » « 6 » عبارت ناسخ التواريخ مبين اين واقعيت است كه به احتمال ، كارپرداز ايران در بمبئى با تشويق و ترغيب مستقيم و غير مستقيم حاج محمد رحيم خان او را داوطلب اجارهدارى بندر عباسى كرده ، يا اينكه زمينههاى واگذارى بندر عباسى به يك تاجر ايرانى در بمبئى ، با تشويق ميرزا صادق خان كاشانى فراهم آمده است . بههرحال اينكه يك بازرگان ايرانى ساكن بمبئى داوطلب اين امر شده است ، نشان مىدهد كه در آن ايام شرايط مساعدى براى اينگونه افراد به وجود آمده بود . از طرف ديگر ، اسناد موجود نشان مىدهد كه اخبار موقعيت جديد در بندر عباسى و اختلافات مسقط را كارپرداز ايرانى در بمبئى به مركز ارسال مىكرده است و او درخواستهاى صريح و آشكارى را مبنى بر عزل نماينده امام مسقط از بندر عباسى و تحكيم موقعيت سياسى ايران در بنادر جنوب ارائه كرده است . كارپرداز ايران در بمبئى در 16 شهر ذيحجه سال 1269 ق . طى نامهاى به وزير امور خارجه ايران ضمن تشريح اختلافات موجود در مسقط و قتل شيخ سيف خان و ضبط اموال او در بندر عباسى از اعزام سيد ثوينى ، پسر ارشد امام مسقط به بندر عباسى و اجحاف و ظلم او در اين شهر خبر داده مىنويسد : « اين قسم حركت جسورانه كه از مشار اليه صادر شده و بدون اذن و اجازهء اولياى دولت علّيه داخل ملك ايران شده و تصرفات نمايد ، قدرى در اينجاها ركيك مىنمايد . البته الى الان تفصيل به خاك پاى مبارك اولياى دولت علّيه عرض شده است و قرار حكم و امر آنجا را فرمودهاند . چون اين كمترين بنده هم ديدم كه پاره [ اى ] حرفها مىزنند و مىگويند چرا بايد بندر دولت علّيه در تصرف سيد سعيد خان باشد و انواع تصرفات در آن نمايد . از جمله حركات مشار اليه يكى اين است كه شخص هندوئى را در بندر عباسى نشانده است . مال التجاره كه از ولايت ايران به بندر عباسى مىآيد كه حمل به بندر بمبئى بشود و حال آنكه بغله يك سر از بندر عباسى به بمبئى آمده و گذر به مسقط نمىنمايد ، از بيچاره تجّار دو عشور دريافت مىنمايند ؛ يكى عشور بندر عباسى ، ديگر عشور مسقط . به كدام قانون و قاعده درست مىآيد كه مال التجّار به جهت بندر ديگر حمل مىشود و ابدا گذر به آن شهر نمىكند ، عشور آن شهر را از آن دريافت مىنمايند ؟ مدتهاست كه به همين قانون حركت مىكرده و مىكنند . از بيچاره تجّار اهل اين دو عشور مىگيرند و ضرر به تبعهء دولت علّيه مىرسد . » ( س . 16 )
--> ( 1 ) . تاريخ مسقط و عمان . . . ، پيشين ، ص 115 . ( 2 ) . حاج محمد رحيم خان شيرازى ، ص 800 ؛ روضة الصفاى ناصرى ، پيشين ، ص 8688 ؛ ناسخ التواريخ ، پيشين ، ص 1227 . ( 3 ) . تاريخ مسقط و عمان ، پيشين ، ص 115 . ( 4 ) . در ناسخ التواريخ آمده است : « اما از آن سوى صيد ثوينى پسر صيد سعيد خان امام مسقط دل بر دفع شيخ سيف خان نهاده و او را از در مهر و خماوت به مسقط طلب نموده و زهرى در اغذيه تعبيه كرده به دو بخورانيد تا رخت از جهان به در برد . » ناسخ التواريخ ، پيشين ، ص 1227 ؛ روضة الصفاى ناصرى ، پيشين ، ص 8689 ؛ همچنين سند شماره 16 . ( 5 ) . سديد السلطنه كبابى ورشكستگى حاج محمد رحيم خان را عامل مهاجرت او دانسته است . ( تاريخ مسقط و عمان . . . ، پيشين ، ص 115 ) ؛ در روضة الصفاى ناصرى انتصاب حاج محمد رحيم خان را به حكومت مركزى نسبت داده و ذكرى از مهاجرت او و يا درخواست تجار بمبئى ندارد . ( روضة الصفاى ناصرى ، پيشين ، ص 8688 ) ؛ در فارسنامه ناصرى از حضور حاج محمد رحيم خان در تهران و داوطلبى او جهت اجارهدارى بندر عباسى سخن رفته است . ( فارسنامه ناصرى ، پيشين ، ص 800 ) ؛ ( 6 ) . ناسخ التواريخ ، پيشين ، ص 1227 .